چهارشنبه، مهر ۱۲، ۱۳۸۵

عصر ماشين


خيابان دكتربهشتي(عباس آباد) - عصر دوشنبه سوم مهرماه (اولين روز ماه رمضان)

۱۵ نظر:

ني آوا گفت...

خدارو شكر يه سالي هست پام رو به اين خيابون نذاشتم.

ني آوا گفت...

عمران صلاحي دوست داشتني هم رفت

نسیم گفت...

salam ax baz nashod

بهار گفت...

جدا؟اینجوری میشه ؟این مسیر هر روز منه اما خیلی وقته اینجوری شلوغ ندیدمش البته من بعد غروب آفتاب از این خیابون رد میشم!!!؟

رونيكا گفت...

bishtar shabihe shabe mashine:D
cheghadr morataban mashina
adam hazeshooo mibare:-&

پوپک گفت...

چقدر هم همه مرتب تو یه خط هستن!

shabnevis گفت...

نگاهت اينبار خيلي شبيه زورناليستهاي صفحات اجتماعيه!!! بابا بچسب هارموني حركت اين ماشينها رو! حداقل سه هماهنگ رو من دارم تشحيص ميدم. اين مار خوش خز و خال رو كه با تعيير رنگ به كرم خاكي تبديلش كردي رضا! و اين اسمي كه گغتم شبيه نقد احتماعي شده. بابا بچسب زيبايي رو. اينهمه آدم تو اين ماشينهاست كه درون مايه اين ماره هستند!!!!

mehrnoosh گفت...

ghabol daram !! hesesho montaghel mikone mozafan eenke adam delesh nemikhad oon to bashe ama ye vaghtaye ziadi hast va terafic o la'n o nefrin be zid shodan jamiat o dolate namasool o ..... are vaghean ghabol daram !

azkhodbakhish گفت...

سلام رضا جان ...خدای من چه صحنه وحشت آوری ...نفس کشیدن در این شهر برابر با مرگه ...منکه فکرش رو هم نمیتونم بکنم . خیلی تاثیرگزاره ...سبز باشی.

Niloofar Tajbakhsh گفت...

manam az hamin chizaash dar raftam

بانو77 گفت...

سلام
ولي اون عكس روبرو با عصر ماشين كمي!!!

بانو77 گفت...

سلام
ولي اون عكس روبرو با عصر ماشين كمي!!!

بلفی گفت...

حالت تهوع بهم دست داده با دیدن این عکس و از تجسم آلودگی اون منطقه

آورا گفت...

تهران= پارکینگ

Le Petit Ali گفت...

نتونستم عکستو ببینم!