پنجشنبه، آذر ۱۶، ۱۳۸۵

جشنواره عكس دانشجويان




ديروز طرفاي پل سيد خندان نيم ساعت وقت آزاد پيدا كردم و يه سر رفتم فرهنگسراي ارسباران سر و گوشي آب بدم ببينم دنيا دست كيه. ديدم جشنواره فيلم و عكس دانشجويان برگزار شده. عكسهاي خوبي روي ديوار بود و بعضياشون خيلي ديدني بودند.
متاسفانه الآن كه دارم وبسايتشون رو چك مي كنم هيچ اشاره اي به بخش عكس جشنواره شون نكرده اند. مي خواستم لينك گالريشونو بذارم اينجا كه شما هم عكسها رو ببينيد

يكي از عكسها تصوير يه ديوارسفيد بود كه يك سوم پايين عكس رو اشغال كرده بود و سايه ي يه درخت و يه آدم كه به سمت درخت حركت مي كرد روش افتاده بود. پشت ديوار هم ( يعني ميشه دو سوم بالاي عكس) اسكلت فلزي يه ساختمان درحال ساخت بود كه در امتداد تصوير شاخه هاي درخته قرار گرفته بود. كادر عكس عمودي بود و به نظرم عكس سياه سفيد جالبي بود.

يكي ديگه از عكسها تصوير يه بچه بود كه با دوتا دستاش لاي يه پرده ي نايلوني رو باز كرده بود انگار يه شكاف عمودي باز شده باشه(يه لوزي كه دوتا گوشه ي راست وچپش گرد شدن) و داشت بيرونو نگاه مي كرد. انگار خودشو داشت از اون تو بيرون مي كشيد. شايد داشت متولد مي شد.

بعضي از عكسها هم واقعاً لوس بودند.نمونه اش يه پرتره از يه پسره كه يه تي شرت راه راه افقي تنش بود و يه پلاك با شماره اي مثل شماره ماشين دستش گرفته بود و با دهن باز و نگاه خيره و سرد داشت به دوربين كه يه كم نسبت به سوژه ارتفاعش بيشتر بود نگاه مي كرد. انگار سوژه ( كه آدم قد بلندي به نظر می آد) روي صندلي نشسته باشه و عكاس ( كه احتمالاً قدش هم كوتاه بوده) سرپا باشه.با این فیگورش نمی دونم طنز بود یا چیز دیگه. اصلاً به دلم ننشست.

البته مي دونيد كه نگاه من به عكسها يه نگاه كاملاً غير حرفه اي و غير اصوليه و معيار من در ارزيابي صرفاً حس و حال خودم نسبت به عكس ها است.

هیچ نظری موجود نیست: