دوشنبه، آذر ۱۸، ۱۳۸۷

نویسنده، طراح یا چی؟


توكا نيستاني

توكا نيستاني



آن وقتها كه بچه مدرسه اي بودم(شايد اوايل راهنمايي)، من و « قره‌قوروت
» كتاب «هكلبري فين» را دستمان مي‌گرفتيم و شب ها به حالت درازكش روي آرنج تكيه مي داديم و به نوبت فصل هاي كتاب را ( با آن عنوان هاي طولاني و دو خطي بامزه‌اش) با صداي بلند براي هم مي‌خوانديم. قاه قاه مي‌خنديديم و لذتش را مي برديم. «هك» دوستمان بود و هر شب منتظر بوديم كه بقيه ماجرا هايش را برايمان تعريف كند.
تقريباً از همان موقع ها بود كه كك روزنامه و مجله افتاده بود توي وجودمان و از آنجا كه توي خانه ما همه همينطور بودند، يك سبد مطبوعاتي پر و پيمان داشتيم كه محتوياتش دست به دست مي‌گشت.

من مخصوصاً به كاريكاتورهايي كه چاپ مي شد خيلي علاقه‌ داشتم و اين شايد سابقه‌اش به زماني برمي‌گردد كه كتاب كاريكاتور كوچكي مربوط به دوران انقلاب در خانه داشتيم كه ايرج زارع از شاه و فرح كشيده بود و آن روزها براي روزنامه ديواري هاي بيست و دو بهمن از رويشان كپي مي‌كردم. بنابراين طبيعي است كه سالها بعد به كاريكاتور هاي توكا نيستاني كه در كنار مطالب صنعت حمل و نقل و جاهاي ديگر چاپ مي شد هم توجه كنم. البته من با آن ذهنيت كودكانه خودم هميشه احساس تلخ و غمگيني از ديدن كاريكاتورهايش داشتم. آن وقت‌ها هنوز آنچنان مفهوم كارتون هاي بدون شرح را درك نمي‌كردم و كاريكاتور هاي طنزآميز شرح دار را بيشتر مي‌پسنديدم. دوست داشتم چهره آدمها در كاريكاتور ها شبيه به خودشان و شبيه به آدمهاي واقعي باشد


غرض اينكه با توكا نيستاني با آن اسم منحصر به فردش از آن موقع ها آشنا بودم (راستي عجيب نيست خيلي از هنرمندان اسم‌هايشان هم يونيك و منحصر‌به‌فرد است؟) من البته تصوري جز يك كاريكاتوريست «كار درست» كه كاريكاتورهاي تلخي مي‌كشد از او نداشتم و اين پيش زمينه ذهني را داشتم تا يكي دو سال پيش زماني كه توكا آمد و وبلاگي براي خودش دست و پا كرد. منطقاً با خودم فكر مي‌كردم كسي كه تحصيلاتش معماري است و شغلش هم همان طراحي معماري است (و دست‌كم تا آن موقع من از نويسندگي‌اش خبر نداشتم) احتمالاً بايد نوشته هايش خيلي معمولي باشند. اما بر خلاف تصورم بعداً كه خواندم، ديدم چه آدم پر مغز و اهل مطالعه‌اي است و از فرط خوبي و دلنشيني نوشته ها به اين ترديد افتادم كه آيا او كاريكاتوريستي است كه گاهي هم مي نويسد يا نويسنده اي است كه گاهي كاريكاتور مي كشد؟ به هر حال فرق است بين نوشته هايي از قلم يك آدم كتابخوان روي كاغذ آمده يا رويشان حسابي فكر شده تا نوشته آدمي كه فقط حرف مي زند و هيچ چيز براي گفتن ندارد.



بخشي از يك پست وبلاگ توكاي مقدس
بخشي از يك پست وبلاگ توكاي مقدس - كليك كنيد،بزرگتر ببينيد




توكا علاوه بر اين داراي صفات ويژه و در خور تحسيني‌ است. براي همين مسابقه دويچه‌وله در جايي كه احساس كرده بود رقيب اصلي‌اش (كه نهايتاً به اتفاق رتبه اول آراء عمومي را كسب كردند) ممكن است بدون اينكه بخواهد از حاشيه‌هاي مرتبط با نوشته‌اش از او رنجيده‌ باشد، به شكلي ابتكاري سعي كرد مساله را حل كند كه منجر به ملاقات آن دو شده بود. اين تلاش و اين ابتكار كه تصوير و تصور واقعي‌تري از او -آدم پشت نوشته ها- در ذهن خوانندگانش مي‌سازد رشك برانگيز وستودني‌است. همين مساله قبلاً هم در مورد امير مهدي ژوله كه براي يكي از قسمت هاي سريال مرد هزارچهره‌ي مهران مديري سناريو نوشته بود پيش آمد كه توكا نظرات انتقادي تندي مطرح كرده بود اما چند وقت بعد بدون اينكه از مواضعش كوتاه آمده باشد با هم ملاقات كرده‌بودند و عكس يادگاري گرفته بودند. اساساً يكي ازخصوصيات توكا نيستاني كه در وبلاگش خودنمايي مي كند اين است كه با كسي رودربايستي ندارد و نظرش را هرچه باشد، مي‌گويد. در عين حال حساب شخصيت ان فرد را هم از موضوعي كه نقدش مي‌كند جدا نگه مي‌دارد. ماجراي مطالبي كه راجع به اردشير رستمي نوشته بود را مي‌شود از اين دست به حساب آورد.[براي كساني كه داستان را نمي‌دانند به طور خلاصه بگويم كه اردشير رستمي كه كاريكاتوريست معروفي است، بعد از اينكه در سريال شهريار نقش شهريار را بازي كرد و چهره‌اش هم مثل كاريكاتورهايش معروف شد، يك جايي در مورد كتاب‌خواندن‌هايش ادعايي كرده بود كه خيلي غلو آميز به نظر مي‌آمد و توكا هم با يك حساب سرانگشتي سعي كرد بگويد چنين چيزي امكان ندارد و كلاً آدمهاي اهل فكر بايد در عدد و رقم دادن و آمار گفتن دقت بيشتري داشته باشند. اين مساله باعث رنجش اردشير شد و توضيحي داد و اين موضوع يكي دو پست وبلاگ توكا را به خودش اختصاص داد.]
كلاً من خيلي وبلاگش را دوست دارم.

اين خصوصيت را ويولت هم در وبلاگش دارد.مثلاً همين روزها كه به وبلاگش سر بزنيد مي بينيد كه تعريف و تمجيدهايي كه صداي آمريكا از وبلاگش كرد هم حتي باعث نشد كه او نظر صريحش را نسبت به آنها ننويسد
در مطلب بعدي، ذزباره‌ي ويولت بيشتر خواهم گفت

comments