دوشنبه، آذر ۱۸، ۱۳۸۷

ما همه برنده‌ايم!

در ادامه‌ي مطالب پيشين، چند كلمه هم در مورد مسابقه دويچه وله:

بايد بگويم كه من شخصاً نمي توانم درك كنم «مسابقه» گذاشتن بين وبلاگ ها يا انتخاب «برترين وبلاگ» چه معنايي مي‌تواند داشته باشد. با دوست عزيزم فرناز
كه جزو هيأت داوران دويچه وله است هم يك وقتي راجع به اين صحبت كرده بوديم و اتفاقاً خود فرناز هم همين نظر را دارد و در اينجا و اينجا
در موردش نوشته. ترجيح من اين است كه بگوييم «وبلاگ برگزيده دويچه وله» تا اينكه الفاظ نادرستي چون «مسابقه» يا «برترين» يا «برتر» را به كار ببريم. اصلاً چطور مي‌شود مثلاً وبلاگ آقاي اولدفشن و نق نقو يا قره‌قوروت خودمان را را با مثلاً وبلاگ كورش علياني و شيرين احمدنيا و نفيسه مطلق يا آنها را با وبلاگ حاجي‌واشنگتن و آشپزباشي و اميرطلا مقايسه كرد؟ ايا بايد قد وبلاگ را اندازه گرفت؟ يا سال توليدش را ؟ مسابقه وقتي معنا مي دهد كه معيار هاي قابل محاسبه و قابل مقايسه وجود داشته باشد.

اما برخلاف بد بودن برگزاري مسابقه براي وبلاگ ها، برگزاري مراسم‌ براي انتخاب وبلاگ ها و معرفي آنها خيلي هم خوب و تشويق كننده است. به هر حال هر كسي از ما يا هر جمعي مثل دويچه وله مي تواند نظر خودش را بگويد و وبلاگ هاي برگزيده خودش را داشته باشد و جايزه‌اي هم بدهد مشروط بر اينكه اسمش را نگذارد «مسابقه». آن برگزيده هم صرفاً «برگزيده» يا «منتخب» باشد و نه «برتر» يا «برترين». معلوم هم باشد برگزيده‌ي كي يا كجا. اين تبديل اسامي كه من در موردشان مي‌گويم اصلاً به معني تغيير لفاف و بسته بندي نيست. بلكه اين كلمات با معاني همراهشان نوع نگاه و توقع منطبق بر واقعيت را در پي مي‌آورند.

از اين نگاه پروسه انتخاب وبلاگ برگزيده دويچه وله قابل اهميت و توجه و حتي قابل تقدير است چون شورانگيز و انگيزه‌بخش است. نتيجه آن هم نهايتاً بر مي‌گردد به «سليقه» و «پسند» يك شخص يا گروه داور كه اين موضوع هم اصلاً ايرادي ندارد. در اين رابطه هيچ كس هم به جز خود گروه يا مؤسسه برگزيننده حق اظهار عقيده ندارد. حداكثرش اين است كه وبلاگ نويسان اگر مخالف باشند از چنين رويدادي استقبال نكنند. البته اگر مي‌شد پيشنهادي بهشان بدهم مي‌گفتم كه حتي اسم هيات داوران را هم بايد بگذارند هيات بررسي كننده يا برگزيننده يا انتخاب‌گر يا يك چيزي توي اين مايه ها. و ديگر اينكه اگر مي‌خواهند سيستم نظر سنجي و انتخاب عمومي راه‌اندازي كنند، يا بايد براي چنان انتخابي جايزه‌ي خاصي هم داشته باشند و يا اساساً نمايش جمعبندي نظرات را حذف كنند تا به شبهه بي اعتنايي به نظر مخاطبان دامن زده نشود. والبته به اين هم بايد توجه داشت كه در سيستم نظر خواهي نبايد امكان راي دادن هاي دو باره و چند باره وجود داشته باشد. با اين احوال من فرناز را تحسين مي كنم كه با وجود انتقاداتي كه معمولاً هست خودش را از اين ورطه كنار نكشيده.


فرناز سيفي

ما همه برنده‌ايم



در آخر:
هر سه وبلاگ مورد بحث كه در اين «مسابقه» (!) به مرحله بالا رسيده‌اند، مهم و قابل توجه‌اند. هر سه به خوانندگانشان احترام مي‌گذارند و در يك ارتباط دوطرفه با خوانندگان به كامنتهايشان پاسخ مي‌دهند. هر سه نويسنده با اين وجود كه از موضوعات مختلف مي‌نويسند اما آهنگ وبلاگ خود را حفظ كرده‌اند و شلنگ تخته نمي‌اندازند. هر سه در وبلاگ گرداني كوشش و مداومت دارند و هرسه در اظهار عقيده بي‌پروا هستند. از همه مهمتر، هر سه وبلاگ بازتابي از شخصيت«ويژه» و «دوست داشتني» نويسندگانشان هستند و بي دليل نيست كه در دل خوانندگانشان جا داشته و طرفداران پروپاقرص دارند.

اما همه ما مي‌دانيم كه وبلاگ هاي خوب و دوست‌داشتني كه چنين امتيازاتي دارند كم نيستند. هركدام از ما ممكن است فهرستي از وبلاگ هاي دوست داشتني براي خودمان داشته باشيم كه در بلاگرولينگ و گودر و بلاگ‌چرخان مان و يا در مرورگر اينترنت و يا شايد هم فقط در حافظه‌مان نگهشان داشته ايم.

در حقيقت به نظر من «اگر مسابقه اي براي وبلاگ ها باشد همه وبلاگ ها در آن برنده هستند.»

Comments